
از روزی که این فتوا منتشر شده، برای شمار بسیاری این پرسش پیش آمده است که چگونه میشود مردی با زنی نزدیکی کند، ولی بعداً متوجه شود که آن زن همسرش نبوده است؟!!!
اینها اصلا حالیشان نیست که آدم حواس پرت در جهان بسیار است. خود من بارها به جای اسکناس صد تومانی، اسکناس هزار تومانی به کاسب ها داده ام و آن طفلک ها(!) هم صدایشان درنیامده است!
از دید من، اشتباهی که این فتوا در بارهی آن صادر شده، برای نمونه می تواند هنگام قطع برق صورت گیرد.
در نظر بیاورید، مردی با همسرش میرود به میهمانی. ناگهان برق قطع میشود و خاموشی چند ساعتی طول میکشد.
میهمانها تلاش میکنند یک جورهایی خود را با همسر خود سرگرم کنند و رنج در تاریکی بودن را تحمل کنند.
اما یکی از دخترهای شیطان حاضر در میهمانی، وقتی مردی زنش را صدا می کند که درگوشی با او صحبت کند، شوخی شوخی خود را به جای همسر آن شخص جا میزند.
نیم ساعت دیگرکه برق آمد طرف با وحشت(!) درمییابد که چه بلایی سرش آمده و آن زیبا روی جوانی که کنارش نشسته، همسر سالخوردهاش(!) نیست.
دودستی میزند توی سر خودش که دیدی چه خاکی به سرم شد؟! اما کار از کار گذشته و نطفه بسته شده است.
تنها کاری که در چنین مواقعی از دست آن شخص ساخته است این است که سر همسرش فریاد بزند: وقتی صدات کردم کجا بودی زن؟
و خب خدا را شکر کند که بچه ای که نطفه اش بسته شده حلالزاده خواهد بود

