تبليغاتX
سيما نگار
خدايا چنان زمين گير دنيايمان نکن که وقت آمدن حجت توان برخواستن نداشته باشيم
چه كنم فاطمه جانم؟

چه شبي است امشب خدايا ! اين بنده تو هيچگاه اينقدر بيتاب نبوده است. اين دل ودست و پا هيچگاه اينقدر نلرزيده است. اين اشك اينقدر مدام نباريده است . چه كند علي با اين همه تنهايي!
اي خدا ! در سوگ پيام آور تو كه سخت ترين مصيبت عالم بود، دلم به فاطمه خوش بود . مي گفتم :گلي از آن گلستان در اين گلخانه يادگار هست . اما اكنون چه بگويم؟ اينهمه تنهايي را كجا ببرم؟ اينهمه اندوه رابا كه قسمت كنم؟   اي خدا چقدر خوب بود اين زن! چقدر محجوب بود ! چقدر مهربان بود ! چقدر صبور بود!
گاهي احساس ميكردم كه فاطمه اصلا دل ندارد. وقتي ميديدم به هيچ چيز دل نمي بندد، با هيچ تعلقي زمين گير نميشود ، هيچ جاذبه اي او را مشغول نمي كند . هيچ زيور وزينت و خوراك و پوشاكي دلخوشي اش نميشود، هر داشتن ونداشتن ، تفاوتي در او ايجاد نميكند، (آنگاه) يقين ميكردم كه او جسم ندارد ، متعلق به اينجا نيست. روح محض است، جان خالص است .
وگاهي احساس ميكردم كه فاطمه دلي داردكه هيچ مردي ندارد . استوار چون كوه ، با صلابت چون صخره، تزلزل نا پذير چون ستونهاي محكم و نامرئي آسمان.
چند سال مگر از جاهليت مي گذرد؟جاهليتي كه شتر در آن مقام داشت و زن ارزش نداشت.جاهليتي كه در آن دختر ، ننگ بود واسب  ، افتخار.
زني در مقابل قومي با اين تفكر و بينش بايستد ويكه و تنها از حقيقت دفاع كند! اين دل اگر از جنس كوه و صخره و فولادهم باشد ،آب ميشود.
گاهي احساس مي كردم كه فاطمه دلي از گلبرگ دارد،نرم تر از حرير، شفاف تر از بلور.
وحيرت مي كردم كه چقدر يك دل مي تواند نازك باشد ، چقدر يك انسان مي تواند مهربان باشد.
غريب بود ، خدا! غريب بود ! من گاهي از دل او،  راه به عطوفت تو ميبردم. وقتي به خانه مي آمدم انگار پا به درياي محبت ميگذاشتم، انگار در چشمه صفا شستشو ميكردم. خستگي كجا ميتوانست خودي نشان دهد.
زندگي دشوار بود و مشكلات بسيار، اما انگار من بر ديباي مهر فرود مي آمدم، بر پشتي لطف تكيه مي زدم و بال و پر عطوفت را بر گونه هاي خود احساس مي كردم.
فاطمه در اين دنيا براي من حقيقت كوثر بود. با وجود ا و تشنگي ،گرسنگي ، سختي، جراحت، كسالت و خستگي براستي معنا نداشت. اكنون با رفتن او ، من خستگي هاي گذشته را هم بر دوش خود احساس مي كنم.
خسته ام خدا ! چقدر خسته ام.
چطور من بدن نازنين اين عزيز را شستشو كنم؟!  اگر تغسيل فاطمه به اشك چشم مجاز بود ،آب را بر بدن او حرام ميكردم. اگر دفن واجب نبودن خاك را هم بر او حرام ميكردم. حيف است اين جسم آسماني در خاك . حيف است اين پيكر ثريايي در ثري. حيف است اين وجود عرشي در فرش.   اما چه كنم كه اين سنت دست وپا گير زمين است. از تبعات زندگي خاكي است.
اسماء بيار آن كافور بهشتي را كه ديگر دل ، تاب تحمل ندارد.  ثلث اين كافور بهشتي را كه جبرئيل آورده، حنوط پيامبر شد-كه سلام براو و خاندان پاكش باد-، ثلث ديگر، حنوط تو مظلومه مهربان من! وثلث ديگر ازآن من . كي مي شود اين ثلث آخر به كارآيد ومن تنها مانده را به شما دو عزيز رفته ملحق كند؟
آن كفن هفت تكه را بده اسماء! كاش مي شد آدمي به جاي يار عزيزتر از جان خويش، فراق را براي هميشه كفن كند .
خدايا ! اين كنيز توست ، اين فاطمه است ، دختر پيامبر و برگزيده تو.
دختر بهترين خلق تو ، دخترزيبا ترين آفرينش تو ، خدايا ! آنچه رهايي اش را سبب مي شود بر زبانش جاري كن، برهان او را محكم گردان ، درجات او را متعالي فرما واو را به پدرش برسان.
بچه ها بياييد. . حسن جان ! حسين جان! زينبم! عزيزم ام كلثوم ، بياييد  با مادر وداع كنيد.   سخت است ميدانم ، خدادر اين مصيبت بزرگ به اجر وصبرش ياريتان كند . آرامتر عزيزان  از گريه ، گريزي نيست. اما صيحه نزنيد، شيون نكنيد، مثل من آرام اشك بريزيد  .
نمي دانم چطور تسلايتان دهم. اين مادر آخر مادري نبود كه همتا داشته باشد ، كه كسي بتواند جاي او را پر كند ، كه جهان بتواند چون او دوباره بزايد. اما تقدير اين بوده است ، راضي شويد به مشيت خداوند وزبان به شكوه نگشاييد.اين قدر صدا نزنيد مادررا !  او كه اكنون توان پاسخ گفتن ندارد ، فقط نگاهش كنيد و آرام اشك بريزيد. اما نه ، انگار اين دستهاي اوست كه از كفن بيرون ميآيد و شما را در آغوش مي گيرد . اين باز همان دل مهربان اوست كه نمي تواند پس از وفات نيز نداي شما را بي جواب بگذارد.
تا كجاست مقام قرب  تو فاطمه جان!
شما را به خدا بس كنيد بچه ها ! برخيزيد!  اين جبرئيل است كه پيام آورده ، برخيزيد!
جبرئيل ميگويد : روح اين بچه ها مفارقت مي كند از جسم ، بردارشان .   جبرئيل مي كويد : عرش به لرزه در آمده ، بردارشان ، شيون ملائك آسما ن را برداشته ، بردارشان ، تاب وتحمل خدا هم... علي جان ! بردارشان .
برخيزيد بچه ها ! چه شبي است امشب خدايا ! لا حول ولا قوه الا بالله.   برخيزيد بر مادرتان نماز بخوانيم ، نماز آراممان مي كند ، نمازتسلايمان مي بخشد .  
حسن جان! بگو بيايند، به آن چند نفر بگو آرام ومخفيانه و بي صدا بيايند .  همه كار همين امشب بايد تمام شود، وصيت مادرتان زهراست.  صبور باش حسين جان ! دلت را به خدا بسپار ،  در اين مصيبت عظمي از او كمك بگير.
انا لله وانا اليه راجعون... وانا الي ربنا  لمنقلبون
عليكم السلام، خدا پاداشتان دهد ، اينجا بايستيد، پشت سر من، صبور باشيد.
آرام گريه كنيد .وصيت دختر پيامبر را از ياد نبريد ، به صداي گريه تان ، ديگران را هشيار نكنيد،  همين شما فقط بايد در نماز شركت كنيد . دلهايتان را به ياد خدا آرامش ببخشيد.
لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم
خدايا من از دختر پيامبر تو راضي ام، اكنون كه او گرفتار وحشت است تو همدم او باش .
خدايا ! مردم از او بريده بودند تو با او پيوند كن . خدايا بر او ظلم كردند ، تو برايش حكم كن كه بهترين حاكمان توئي .
الصلوه...الصلوه...     الله اكبر

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 14:9  توسط ذبيح اله امام زاده - روزنامه نگار | 

تار و پود مصطفي يك لاله بود آن هم بسوخت

ايام شهادت حضرت صديقه طاهره خانم حضرت فاطمه زهرا (س)

 بر تمامي امت مسلمان بالاخص دلدادگان اهلبيت و ولايت تسليت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 10:29  توسط ذبيح اله امام زاده - روزنامه نگار | 

باز هم يك امتياز منفي ديگر !

انسانهاي عاقل و خويشتندار معمولا با اتكابه عقلانيت و شعورخويش وبا تشخيص مصالح و الويتها بعضا در مقابل بخشي از حقوق ضايع شده خود صبوري پيشه كرده وبا چشم پوشي از حقوق مسلم خود پي گير مسائلي مهمتر مي شوند ولي اگر اين خصيصه تداوم يافته ودر بخشهاي وسيعتري از زندگي و حقوقِ مربو طه تسري يابد موجبات بي غيرتي و بي اهميتي فرد در مقابل پيش پا افتاده ترين حقوقش را فراهم مي سازد اين رو حيه وحالت در واقع به منزله يك نوع بي هو يتي فرد يا گرو هي از انسانهاست كه زمينه استيلا ي افراد فرصت طلب را در سود جو يي هاي متعدد بوجود مي آورد.
آنچه تاكنون در خصوص حقوق حقه ومسلم بخش وسيعي از مردم ايران كه به زبان تركي در قالب قوميتهاي مختلف تكلم مي كنند مي توان گفت اينست كه همواره متانت و خويشتن داري اين مردم در خصوص حقوق منطقه اي خويش توسط افرادي حمل بربرداشتهاي غلط و كج انديشانه اي شده استكه نشان از رذالت فرصت طلبانِ بي مغز يست كه سردرآخوري كرده اند كه استعمار پير در دو راني طولاني با تو سل بر آن به ملتها حكومت كرد ولي نهايتا بجز عِرض خويش چيزي نبرد.
هفته پيش كوته فكري ابله در سطوري سخيف در نشريه ايران سر بر تنوري گرفت كه پيشينه آتش آنرا جاهلاني مغرور هر از چند گاهي در اشكال مختلف تدا رك مي بينند.
اين روز نامه كه نام زيباي ايران رابر خود نهاده است دانسته يا ندانسته به اقدامي دست زده كه ميليونها ايراني غيرتمند را آزرده خاطر ساخته وبا تو هين به هويت فرهنگي آنان پيش پا افتاده ترين حق مسلم آنان را كه لزوم حفظ احترام متقابل است زير پا گذاشته است.  هموطنان فارسي زبان  علي الخصوص تهرانيها در ميان ما ترك زبانها علي الخصوص آذريها از احترام ويژه اي برخوردارند ولي اين بدان معنا نيست كه مزيتي خاص و افزونتر داشته باشند بلكه بخاطر صرفا هم وطن بودنشان كه در تمامي مسائل مربوط به اين كشور با هم ديگر شريكيم تذكر اين واقعيت بخاطر آنست كه اگر معدودي افراد كوته فكر و كج انديش فقط وفقط بخاطر پايتخت نشين بود نشان خود را سر وگردني بالاتر گرفته وگاهگاهي هوس برتري طلبي بر كله بي فكرشان مي زند و وقتي گل مي كند چنان اراجيف و مزخرفاتي را در قبال يك ملت عظيم سر هم ميكنند، بدانند كه سخت در اشتباهند.به همين بهانه در كوتاه سخني بايد پرسيد كه چرا تاكنون مسئولين كشوري در مقابل چنين تو هين هايي سكوت كرده و همچنان نظاره گر چنين بي حرمتي ها هستند تا كِي بايد در فيلمها و سريالها نقش هاي ابلهانه وتو هين آميز به ترك زبانهااختصاص داده شود  اين كار گردانها و تهيه كننده ها به چه فكري هستند كه هر چه نقش دست آخر و منفي در فيلم نامه هست مالِ تركها باشد؟ هر چه لودگي و مسخره بازي هست نقش آفرين آن در برنامه ها تر كها بوده و همواره ادا واطوار خط دار و نمادهاي بي فرهنگي به قامت تركها دو خته مي شود...  ما قصد نداريم اين رفتارها را سياست گذاريِ دشمنان خارجي بناميم ولي هر چه هست ريشه در كج فهمي كساني دارد كه همواره با فرهنگ و ملت ترك زبان سرناسازگاري داشته و هيچ وقت عنصري فعال در ميان اين ملت را كه ترك با شد تحمل نمي كنند اگر به تمدن باستاني اين ملت بزرگ هم مراجعه كنيم ايرانيان بعنوان يك ملت واحد و متشكل از فارس ، ترك ، لر ، بلو چ  ،كرد و ...ساير قو ميتهاي اين ميهن پهناور به حساب آمده اندحال اين چه رفتار و افكار يست كه مانند يك بيماري عصبي بر جسم وروان عده اي معدود مستولي شده و همواره احساس كاذب مهتري داشته وبه ديگرآزاري مبتلا هستند؟!  چرا كسي به اين بيماران كهتري گرفته هم وطن رسيدگي نمي كند تا چنين آلودگيها پيش نيايد؟اين عقب افتاده ترين روش توهين است كه زبان كسي را تمسخر كنند! اگر آناني كه مدعي العمومنددر چنين مواقعي كه بسيار حساس نيز هست ساكت بمانند ودم بر نياورند هم به خود خيانت كرده اند وهم غيرت يك ملت را به سان آتشي برزير خاكستر نهان ساخته اند.شايسته است با عوامل بي مسؤليتي چنين جسارتي به نحو قانوني برخورد شود تا ديگراني كه از اين تفرقه افكني ها بهره مندمي شوند حساب دستشان آمده باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 10:23  توسط ذبيح اله امام زاده - روزنامه نگار | 

رضا حسين پاشايي دانش پژوه و نابغه جوان اينترنتي در گفتگو با سيماي مراغه:


استفاده كنندگان از كامپيوتر و اينترنت در ايران  بايد


سيستم امنيتي خود را در برابر هكرهاي خارجي ارتقاء دهند


رضا حسين پاشايي دانش آموز جوان و نابغه اينترنت در گفتگو با خبرنگار ما گفت:ايران‌ آسيب‌ پذيرترين‌ كشور خاورميانه‌ دربرابر هكرهاي‌ اينترنتي مي باشد.
وي گفت: ‌ يكي‌ از معتبرترين‌ شركتهاي‌ توليد كننده‌سيستمهاي‌ امنيتي‌ رايانه‌اي‌ و اينترنتي‌ در دنيا براساس‌ تازه‌ترين‌ تحقيقات‌ خود اعلام‌ كرد كه‌ ايران‌درصدر كشورهاي‌ خاورميانه‌ از لحاظ آسيب‌پذيري‌ در برابر حملات‌ هكرهاي‌ اينترنتي‌ قراردارد.  اين‌ شركت‌ اعلام‌ كرده است كه‌ دربين‌ كشورهاي‌ داراي‌ تعداد نسبتا پايين‌ كاربران‌اينترنت‌، پنج‌ كشور خاورميانه‌ جزو 10 كشورآسيب‌پذير در برابر حملات‌ هكرها در دنيا قراردارند.
وي افزود: در سال‌ 2004 تعداد ويروسهاي‌ اينترنتي‌در سطح‌ جهان‌ بيش‌ از 50 درصد و سرقت‌ هويت‌نيز بيش‌ از 30 درصد افزايش‌ يافته است.
حسين پاشايي گفت: دو علت‌ عمده‌ ضعف‌ سيستمهاي‌ امنيتي‌اينترنتي‌ در خاورميانه‌، يكي‌ ضعف‌ قانون‌ دركشورهاي‌ خاورميانه‌ در برابر هكرها است‌ وديگري‌، سرمايه‌ گذاريهاي‌ ناچيزي‌ است‌ كه‌ درمنطقه‌ بر روي‌ سيستمهاي‌ امنيتي‌ رايانه‌ها انجام‌مي‌گيرد.
وي افزود: استفاده كنندگان از اينترنت در ايران به جاي استفاده هاي بي مورد از اينترنت بايد سطح معلومات خود را بالاخص امنيت سيستمهاي خود را ارتقاء دهند تا هكرهاي بيگانه خارجي نتوانند به راحتي بر روي سيستم آنها نفوذ كنند. و بالتبع فكر و مغز ايراني بايد در سطح جهاني مطرح شده و باعث شوند دنيا از مغز ايراني حساب برند.
وي گفت: همه ما مي دانيم اينترنت بهترين وسيله تبادل اطلاعات و پيشرفته ترين وسيله براي ارتباط با تمام نقاط جهان و علوم و فنون پيشرفته جهاني است. ولي متاسفانه عده اي از جوانان با سوء استفاده از اين وسيله با ارزش و استفاده هاي غيراخلاقي از آن نه تنها وقت با ارزش خود را تلف مي كنند بلكه با ايجاد جوي ناسالم در جامعه به تهاجمات فرهنگي دشمنان نظام و اسلام پاسخ مثبت مي دهند.
وي از جوانان خواست تا با استفاده هاي مفيد و علمي از اينترنت زمينه را براي شكوفايي اين علم جهاني و گسترده در ميهن اسلاميمان و شناساندن مغز ايراني به جهانيان تلاش كنند.
لازم به ذكر است رضا حسين پاشايي كه خود آشنايي بسيار زيادي با اينترنت دارد و در نوع خود نابغه اينترنتي به حساب مي آيد در اعتراض به هتك حرمت به نبي مكرم اسلام و در اعتراض به جهت گيريهاي سياسي كشورهاي اروپايي مخصوصا آمريكا در قبال استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي اقدام به هك كردن بيش از 2000 سايت اينترنتي اروپايي و آمريكايي با نام مستعار(آروين)  كرده است كه خود خبرگزاريهاي اين كشورها از اين جوان مراغه اي بعنوان نابغه يادكرده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 10:17  توسط ذبيح اله امام زاده - روزنامه نگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سیدذبیح الله امامزاده
خبرنگار روزنامه فروغ آذربایجان

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
آبان 1387
مهر 1387
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
تیر 1381
نویسندگان
ذبيح اله امام زاده - روزنامه نگار
پریا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM