درد دل یک استاد دانشگاه

دیشب از روی کنجکاوی در یکی از جلسات زنجیره ای تبلیغاتی یکی از کاندیداها )نماینده فعلی( که هزینه آن از طرف دانشگاه آزاد اسلامی مراغه پرداخت می شود شرکت کردم البته قابل ذکر است که به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی واحد دعوت شده بودم
ترکیب شرکت کنندگان هیچ شباهتی به جمع دانشگاهی نداشت چون نزدیک به 90 درصد آن را حامیان غیردانشگاهی نماینده فعلی تشکیل می دادند . من زمانی رسیدم که یکی از سخنرانان در حال صحبت بود و البته صحبت که چه عرض کنم بیشتر شبیه نمایش بود.
چون برخلاف عنوان جلسه که بازخوانی قیام 29 بهمن مردم آذربایجان بود بیشتر بحثهای عاشقانه و درمورد روابط دختر پسر صحبت می کردند و در آخر سخنرانی هم برنامه پرداخت پول نقد توسط آقای نماینده به شرکت کنندگان در مراسم انجام شد.
واقعیتش بخاطر شرکت در همچین مراسمی از خودم بدم آمد. چرا که از نزدیک با مشکلات دانشجویان و اولیای آنهاآشنا و درگیر هستم و در این وضعیت اقتصادی می دانم با چه سختی و مشقتی شهریه فرزندانشان را پرداخت می کنند. برخی با فروش اساس منزل، برخی با فروش انگشتر نامزدی و شهریه بعضی ها را نیز سازمان بهزیستی و کمیته امداد پرداخت می کند. با این وضعیت نمی دانم مسئولین دانشگاه چگونه این سرمایه عمومی را که بایست صرف توسعه کمی و کیفی دانشگاه شود برای تبلیغات یک نامزد انتخابات هزینه می کند!
خاطراتم را که مرور می کنم یاد ۴ سال پیش (۸۶) می افتم که نماینده محترم خود منتقد اصلی حمایت دانشگاه آزاد اسلامی مراغه از یک کاندیدای خاص بود . این درحالیست که در سال ۹۰ دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه تبدیل به ستاد مرکزی و اصلی آقای نجفی شده است که با هزینه های بی زبان این دانشجویان اداره می شود . البته لازم به ذکر است که بدنه اصلی دانشگاه و اساتید از این وضعیت ناراضی بوده و اعتراض خود را با عدم شرکت در چنین مراسماتی نشان می دهند.



امروزجمعه ۲۱ بهمن ماه سید حجت سلام اله زاده به همراه جمعی از نخبگان وارد منطقه شد و خبرهای خوشی مبنی بر شکست شیطنت و شایعه پراکنی عده ای مبنی بر عدم احراز صلاحیت وی توسط شورای نگهبان بخاطر عدم ارائه مدرک تحصیلی داد .


شهرهاي در حال توسعه، مانند همتايان صنعتي خود با عدم قطعيت هاي قابل توجهي روبه-رو هستند. اكثر شهرها با مساله ي مديريت نرخ بي سابقه رشد جمعيت مواجه بوده و در حال حاضر قادر به ادامه و هدايت وضع موجود نيستند. بسياري از شهرهاي جهانِ در حال توسعه، عملكردي بسيار ضعيف تر از ظرفيت بالقوه ي خود دارند، اين شهرها در نتيجه ي از دست دادن فرصت ها براي جمعيت شان و به كارگيري توسعه ي غيرمنطقي براي منطقه شان داراي عملكرد ضعيفي هستند.